________ ستارگان _________

_ شباهنگام در ایوان می ایستم

به هیاهوی ستارگان

در آسمان باغ ، گوش فرا می دهم

گوش کن ،
ستاره ای صفیر کشان فرو می افتد ، خاموش می شود

پای برهنه روی سبزه ها مرو !

باغ من از خرده ستاره های شکسته فرش شده است...!

________ از کتاب " سرزمینی که وجود ندارد"________ گزیده ی شعرهای "ادیت سودرگران"

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به به عجب ...!  ( منظورم خود عکس نیست ـــــــــــــــــــ مضمونش رو دقت بفرمایید) هوا بس ناجوانمردانه سرد است !