برف....
برف باریدن هم حکمتی شد واسه ما !نمی باره نمی باره "وقتی هم میباره شورشو در آورد!(نه به اون بی نمکی ،نه به این شوریه شوری)نمیگم بده ،اتفاقا خوب هم شد!بالاخره بعد از عمری یه برف درست و حسابی هم نظاره گر شدیم
.تو این سوز و سرما قطعی افت فشار گاز و قطعی گاز هم اضافه شد(گل بود به سبزه نیز آراسته شد)که از شانس ما گاز خونه ی ما هم یه 45 ساعتی قطع بود .خونمون در عرض یک ساعت شد قطب شمال!سر صبحی قطع شد !زنگیدم خونه ی داییم گفتم بساط صبحونه رو آماده کنین که ما داریم میاییم و میخواییم لنگر بندازیم(وای چه پررویی کردما!هم لنگر میندازیم خونشون هم اینکه دستورم میدیم که...)به هر حال رفتیم خونه ی داییم و همین که رسیدیم و از ماشین پیاده شدیم ! چون دستم کلی از مایحتاج های خودم بود دیرتر پیاده شدم و پیاده شدن همان و سُرخوردن همانا.آخه یکی نیست بگه تو این برف و یخبندان کفش پاشنه بلند دیگه چه صیغه ایه!!؟؟؟یکی از لنگه کفشام که چند متر افتاد اونور تر!وسایلام هم پخش و پلا شده بود!فقط یکی لازم بود که بیاد و ببینه که از قضا پسرداییم من رو با اون وضع دید !
حالا اونم که منتظر این فرصت بود ،همش بشین بخند و ادا در بیار
.حالا با این قطعی گاز از 17 تا حالا تعطیل شدیم .امتحانای 17 و 19 به تعطیلی افتاد و دانشگاه تعطیل شد .امروز و فردا یعنی22و23 هم که داشتم که بازم تعطیل شد.عجب گیری کردیم این وسط !از عید قربان تا حالا داریم می خونیم ولی تازه 3 تا از امتحانام رو دادم.با این تعطیلی ها همه ی برنامه هام به هم ریخت.مثلا قرار بود 1 بهمن آخرین امتحانم رو بدم که با این وضع فکر کنم به 11 یا 12 برسه.یعنی تقریبا 40 روز امتحانای ترم طول میکشه
.خوب حالا یه دو بیت شعر ترکمنی هم درج کنم .از این شعر خوشم میاد
:مختومقلی غریب کونگلون بای ادیپ
قناعت اولکه سین بنده جای ادیپ
هر کیم اوز یارینی ،دوغان آی ادیپ
آیین گوزلار،باشغا آیا سِر اتمز
آبرایدیر آدما،یاغشی گلیپ ،خوش گیدمک